قاضى احمد تتوى / آصف خان قزوينى
2078
تاريخ الفي ( فارسى )
طرف كوه رود ؛ مادرش تضرّع و زارى بسيار نمود كه : امشب از خانه بيرون مرو . و حاكم ساعتى به حكم مادر خود توقّف نمود . بعد از آن برخاست و اضطراب بسيار كرد و گفت : اگر مرا نمىگذارى كه بيرون روم ، روح از بدن من همين لحظه مفارقت مىكند . القصّه ، چندان اضطراب نمود كه مادرش ناچار شده دست از وى بازداشت و الحاكم بامر اللّه به طريق عادت قديم از قصر خلافت بيرون آمده بر خر سوار شده متوجّه آن موضع شد . و چون به آنجا رسيد طايفهاى كه در كمينگاه منتظر بودند بيرون آمده كار او را ساختند و جسدش را پيش خواهرش آوردند . ملكه او را فى الحال در قصر امارت دفن كرد ؛ چنانچه هيچ [ 245 الف ] كس از اعيان ملك و امرا بر اين قضيّه اطلاع نيافت تا آنكه بعد از يك هفته قاضى مصر اين حكايت را آشكار ساخت و گفت : الحكم حاكم بامر اللّه منقطع گشت و او به جوار رحمت ايزدى پيوست . و اين الحاكم بامر اللّه اوّل كسى بود از خلفاى علويه كه در مصر متولّد شده بود . و بعد از فوت حاكم ، حكومت آن بلاد به پسرش الظّاهر باللّه قرار گرفت . ذكر خلافت الظّاهر لاعزاز دين اللّه ابو الحسن بن علىّ بن الحاكم بامر اللّه كه هفتم تن است از خلفاى علويه . در تاريخ حافظ ابرو مسطور است كه ولادت الظّاهر لاعزاز دين اللّه در مصر بود روز چهارشنبه دهم ماه رمضان سال سيصد و هشتاد و پنجم از رحلت سيّد البشر ، عليه و آله التّحيّة من الملك الأكبر . و در روز نحر « 1 » اين سال قاضى القضاة و داعى الدعاة ميمون و خواص مقرّبان با ظاهر بيعت كردند و بعد از نماز ، بيعت عامّه بود . چون او بر سرير خلافت متمكّن گشت به سيرت جدّ خود كه پاكيزهخصال بود با مردم معاش مىكرد تا مملكت استقامت يافت و نفوس خلايق آرام گرفتند ، و از حسن سيرت و ضبط و عدل و شفقت الظّاهر لاعزاز دين اللّه ولايت او ، آنچنان معمور و آبادان شد كه فوق آن متصوّر نبود . او در اوايل حال امارت جيوش را بر امير جيوش ، كه قاتل الحاكم بامر اللّه بود ، مقرّر داشت . و چون امير جيوش از انتقام الظّاهر لاعزاز دين اللّه ايمن شد و خاطرش قرار و اطمينان گرفت فرمود تا او را به قصاص رسانيدند ؛ و بعد از وى به اندك روز عمّهء خود را نيز به آن عالم فرستاد . و اين خواهر الحاكم بامر اللّه در امور ملكى آنچنان مدبّره بود كه در آن زمان به تدبير او
--> ( 1 ) . روز نحر : عيد گوسفندكشان ، عيد قربان . - و .